کد خبر 125227
۱۴ اسفند ۱۳۹۴ - ۰۰:۰۰

وصیت نامه شهید محمدرضا لولاچیان

وصیت نامه شهید محمدرضا لولاچیان

ای خدا، ای پروردگار عالمیان من به خویشتن ظلم کرده ام، ای آقای من، ای مولای من از تو می خواهم، رسوا نکنی مرا به آنچه از اسرار پنهانی من اطلاع داری و شتاب نکنی در عقوبتم برای رفتار و اعمال زشتی که در خلوت انجام می دادم و خدایا به عزتت سوگند که در تمامی احوال نسبت به من مهربان باش و در تمام امور بر من عطوفت فرما.

 به گزارش خبرگزاری حیات، خود را سپر بلا قرار دادند تا وطن در برابر آماج کینه توزی های دشمنان در امان باشد. پس از هجرت به لقاءالله اما مسیر مجاهدت های آنان کماکان امتداد دارد. این را می توان از تکه کاغذ به جا مانده در جیب پیراهنی که همنشین استخوان های رزمنده ای بوده و امروز از زیر خروارها خاک بیرون کشیده شده، درک کرد.این تکه کاغذ روایتگر تمامی اعتقادات وآرمان های رزمنده ایست که تن به « فنا فی الله » سپرده و هیچ لذتی را به گوارایی شهادت نیافته است.قلمی که به سخنان عارفان و زاهدان طعنه می زند وبه خون شهدا متبرک شده است و امروز روشنگر راهیست که در پیش رو داریم.مطالبی را که در ادامه می خوانید وصیت نامه ای است که از شهید محمد رضا لولاچیان به یادگار مانده است.بسم الله الرحمن الرحیم وصیتنامه اینجانب محمدرضا لولاچیان فرزند محمود به شماره شناسنامه 2142 مسلمان و شیعه اثنی عشری و منتظر ظهور حضرت مهدی (عج) انشا الله پروردگارا، کریما، رحیما، ای محبوب محبان، ای معشوق عاشقان ای غوث مستغیثان ای پناه بی پناهان، ای درمان دردمندان ای سرمایه و غنای مستمندان ای امید امیدواران ای نجات گمراهان ای روشنی دل عارفان، ای فروغ قلب خالصان، ای امین شاکران ، کدام جستجوگر به جستجویت برخاست و ناامید از جستجو بازگشت و کدام عاشق دلباخته به درگاه لطفت آمد و به وصال تو نرسید؟ آنانکه در این دریای خروشان حیات به جستجویت برخاستند تو را یافتند و آنانکه به عشق دیدارت با پای دل به سویت آمدند با دیده جان به دیدارت شتافتند. عارفان عاشق در تمام مسیر حیات چشم به هم زدنی از او غفلت نکردند و لحظه ای بی یاد تو به سر نبردند و یار و یاوری جز تو نگرفتند و به کسی به غیر تو تکیه نکردند. و روی به سرایی جز سرای تو و کویی جز کوی عشق تو نیاوردند. ای خدا، ای پروردگار عالمیان من به خویشتن ظلم کرده ام، ای آقای من، ای مولای من از تو می خواهم به عزتت که بدی رفتار و کردارم جلوی اجابت دعایم را نگیرد و رسوا نکنی مرا به آنچه از اسرار پنهانی من اطلاع داری و شتاب نکنی در عقوبتم برای رفتار و اعمال زشتی که در خلوت انجام می دادم و خدایا به عزتت سوگند که در تمامی احوال نسبت به من مهربان باش و در تمام امور بر من عطوفت فرما. ای معبود، من در حالی به درگاهت آمده ام که درباره ات کوتاهی کرده و بر خود زیاده روی نموده و عذرخواه و پشیمان و دل شکسته و پوزش جو و آمرزش طلب و بازگشت کنان و به گناه خویش اقرار و اذعان و اعتراف دارم. خدایا عذرم را بپذیر و به سخت پشیمانیم رحم کن و از بند سخت گناهانم رهاییم ده. خداوندا به راه بندگیم بدار و از زشتی ها دورم کن، به حسنات اخلاقی و صفات الهیم بیارای و قلبم را به نورت روشن کن شرار عشقت را در دلم بیفروز سینه ام را بسوزان و محبتت را نصیبم کن و شر بدترین دشمن یعنی هوای نفس را از میدان زندگیم دور فرما. از آن لحظه که گام های خود را برای حضور در جبهه برداشتم خود را برای هرگونه تقدیری از جانب او آماده کرده ام و از خودش خواستم که قدرت شکرگزاری در قبال هرگونه اتفاقی را به من عطا کند. از همین هنگام دلم را به خدا می سپارم و از او می خواهم مرا در هر گونه امتحانی سربلند و سرافراز بیرون آورد. بی خبران و بی هدفان بدانند جبهه رفتن امثال ما اگر مکرر هم باشد وظیفه شرعی زیرا تبعیت و اطاعت از مرجع تقلید می باشد لذا اگر انجام نشود حتماً فردای قیامت مواخذه خواهیم شد آن مقدس ماب هاییکه هیچ عقیده به انقلاب و امام و این مردم و رزمندگان ندارند قدری به خود آیند و از چاه ظلمت و خودخواهی و حسد بیرون آینده که فردا پشیمان خواهند شد. ای امام عزیز ای امید همه مستضعفان جهان تا زمانیکه حتی یک بسیجی مخلص باشد دست از یاری تو برداشته نخواهد شد ای ملت بزرگ امام و رزمندگان را دعا کنید و از اطاعت این مرد خسته نشوید خدا نیاورد آن روزی را که امام در بین ما نباشد پس باید بخواهیم که خدا تا انقلاب جهانی حضرت مهدی (عج) ایشان را برای رهبری ملت نگهداری فرماید. ای خانواده عزیز: تنها توصیه ایکه داشتم این است که هرکار را که مورد رضای خداست انجام دهید مبادا طبق هوای نفس عملی کنید تا لحظه ای که عمر دارید از آموختن علم غفلت نکنید هر علمی که ما را به خدا نزدیک کند مخصوصاً علم دین و مذهب همانطوریکه آرزوی من بود و به حمدالله در آن راه قرار گرفتم. در مورد محل دفن هرچه صلاح می دانید انجام دهید آرزویم این است که با همان لباس رزم دفن شوم. در خاتمه هربدی که از من دیدید به خوبی خودتان ببخشید و از هرکه مرا می شناسد حلالیت بطلبید و اگر قرضی داشتم که خودم فراموش کردم آن را بدهید. از پولی که در صندوق قرض الحسنه دارم چهارهزارتومان نذر کردم صدقه بدهید یک سال روزه و دوماه نماز برای من انجام دهید و بقیه را به جبهه ها کمک کنید. از همه دوستان و اقوام التماس دعا دارم و از همه می خواهم برای این بنده مذنب طلب مغفرت کنند. 9 خرداد 65   

برچسب‌ها